اشعار مرثيه حضرت امام باقر عليه السلام

وبلاگ خبري،مذهبي،اجتماعي،فرهنگي

اشعار شهادت امام باقر(عليه السلام)

۳۲۸ بازديد

اشعار شهادت امام باقر(عليه السلام)

روضه امام محمد باقر(ع)

من هم از آن طفلاني ام كه عمه زينب

از زير دست و پا كشيد و زنده ماندم

**************************

نگاه كودكي ات ديده بود قافله را

تمام دلهره ها را، تمام فاصله را

هزار بار بميرم برات، مي خواهم

دوباره زنده كنم خاطرات قافله را

تو انتهاي غمي، از كجا شروع كنم

خودت بگو، بنويسم كدام مرحله را

چقدر خاطره ي تلخ مانده در ذهنت

ز نيزه دار كه سر برده بود حوصله را

چه كودكي بزرگي است اين كه دستانت

گرفته بود به بازي گلوي سلسله را

ميان سلسله مردانه در مسير خطر

گذاشتي به دل درد، داغ يك گِله را

چقدر گريه نكرديد با سه ساله، چقدر

به روي خويش نياورده ايد آبله را

دليل قافله مي برد پا به پاي خودش

نگاه تشنه ي آن كاروان يك دله را

هنوز يك به يك، آري به ياد مي آري

تمام زخم زبان هاي شهر هلهله را

مرا ببخش كه مجبور مي شوم در شعر

بياورم كلماتي شبيه حرمله را

بگو صبور بلا در منا چه حالي داشت

كه در تلاطم خون ديد قلب قافله را

سيد حميدرضا برقعي

**************************

دلي شكسته و چشمي ز گريه، تر دارم

گشوده ام پر اگر نيت سفر دارم

اگرچه ماه محرم خزان شدم اما

هميشه چند دهه روضه در صفر دارم

همه ز مرگ پدر ارث مي برند و من

بساط گريه ام ارثي ست كز پدر دارم

هشام! زخم دلم كه براي حالا نيست

من از غروب دهم زخم بر جگر دارم

زمانه دست ز قلب شكسته ام بردار

من از بريدن رأسش خودم خبر دارم

به ياد ساقي لب تشنه امام شهيد

ميان قاب دلم عكسي از قمر دارم

اگرچه قصه من مال سال ها پيش است

هميشه يك سر بر نيزه در نظر دارم

غروب كرببلا زخمهاي سختي داشت

ولي ز شام بلا زخم بيشتر دارم

از اينكه بودم و اصغر ز نيزه مي افتاد

غرور له شده و آه شعله ور دارم

دلم گرفته از اينكه نشد درآن ايام

ز روي دست رقيه طناب بردارم

مهدي نظري

اشعارو سبك هاي ويژه شهادت امام باقر عليه السلام

۳۰۳ بازديد

اشعارو سبك هاي ويژه شهادت امام باقر عليه السلام

نوحه امام باقر(ع)

منم كشته از زهر كينه       عزايم باشد بي قرينه

به حال من گريد مدينه   واويلا

جگرم، باشد پاره پاره ازظلم دشمن

بگريد برمن هرگلي درگلشن

واويلا واويلا

يا فاطمه ببين مادر       شد باقرت چوگل پرپر

واغربتا غريبم من

همينجا كه جانم فداشد   كوچه ها غوغا به پا شد

خيانت بر زهرا روا شد  واويلا

همين جا شده مادرم شهيده

زبار غصه قامتش خميده

واويلا واويلا

وقت رفتن عزادارم   گريان درو ديوارم

واغربتا غريبم من

دم رفتن اين شد نوايم   حزين داغ نينوايم

به ياد شه سر جدايم  واويلا

ديدم كه به مقتل سرش تشنه لب جداشد

ماه نيزه ها شد

واويلا واويلا

شعر ومتن ادبي ولادت وشهادت امام باقر عليه السلام

۲۷۲ بازديد

شعر «شبهاي بقيع »

۲۸۱ بازديد

شعر «شبهاي بقيع »

در جهان، هم شأن و همتائي كجا دارد بقيع   ***   چونكه يكجا، چار محبوب خدا دارد بقيع
نور چشمان رسول و، پور دلبند بتول   ***    صادق و سجاد و باقر، مجتبي دارد بقيع
خلق شد عالم ز يُمن خلقت آل عب   ***    يك تن از پنج تن آل عبا دارد بقيع
همدم دلدادگان و، محرم محراب راز    ***     هست زين العابدين، بنگر چه ها دارد بقيع
حاصل آيات قرآن، باقرِ علم رسول     ***    وارث فضل و كمال انبيا دارد بقيع
صادق آل محمّد، ناشر احكام حق    ***    دين و دانش را، رئيس و پيشوا دارد بقيع
در نظر آيد، زمين بر چرخ سنگيني كندد   ***    بس كه خاكش گوهر سنگين بها دارد بقيع
گرچه تاريك است، در ظاهر ندارد يك چراغ    ***    همچو ايوانِ نجف نور و صفا دارد بقيع
رازها گويد به گوش شب در اين جا كهكشان   ***    رمزها از خلقت ارض و سما دارد بقيع
سايه ها نجواكنان بر مدفن اين چارتن    ***    كرده شب گيسو پريشان يا عزا دارد بقيع؟
سر به ديوارش زند هركس از اين جا بگذرد    ***    در سكوتش ناله ها و گريه ها دارد بقيع
چار معصومند و، دورند از حريم جدّشان    ***    شكوه ها از دشمنانِ مصطفي دارد بقيع
آن دو غاصب در جوار مدفن پاك رسول    ***    دور از او جسم امامان را چرا دارد بقيع؟
مي كند محكوم ظالم را، به هر دور زمان   ***   گفته ها با زائران آشنا دارد بقيع
بشنو از اين قبرها بانگ اناالمظلوم ر    ***    تا كه مهدي باز آيد، اين ندا دارد بقيع
تا شود ثابت كه نور حق نمي گردد خموش   ***    گرچه ويران شد، جلال كبريا دارد بقيع
ناله امّ البنين با اشك زهرا همدم است    ***    در غبارِ غم، جمال كربلا دارد بقيع
چون (حسان) اينجا بود، شبها، مسير فاطمه    ***    تا كه نامحرم نيايد، انزوا دارد بقيع
حبيب چايچيان